چند كلاس درس خوندي؟
دانه درشت باران كه از پشت گردنش قل خورد به سمت پايين، خطي ممتد كمرش را به دو نيم كرد. مرد انگار باران را حس نكرده باشد، نگاهي عميقتر به كتابهاي داخل ويترين انداخت و با دست، عينك خيسش را از چشمانش برداشت.
پسر جوان رو به مرد گفت: «نداريم آقا، ما اينجا فقط كتاب درسي ميفروشيم. اينو از كجا گير آوردي؟»
پسر جوان كه اين جمله را ميگويد، دستهايش را دور دهانش ميگيرد و فرياد ميزند: «كتابهاي درسي، تست كنكور، دانشگاهي، همه رقمه، داخل مغازه»
ادامه مطلب


