تبليغاتX
نارون

نمی دانم چرا دیگر از بکار بردن  کلمه دکتر برای القاب مطبوعاتی بسیاری از مطبعه چی ها خوشم نمی آید...نه واقعآ فکر می کنم در کشور ما این کلمه نامیمون برای خیلی ها برچسب نامبارکی شده است که می خواهند خود را پشت آن پنهان کنند...چند سال پیشتر دوستی داشتم که مطلب های درجه سه در یک هفته نامه زرد می نوشت .او  فوق دیپلم علوم تغذیه بود و از بس کلمه دکتر را دوست داشت همه به او می گفتند دکتر و پس از چندی  او هم که باور کرده بود دکتر!! است و حتی نمی دانست که دکتر بودن تنها در رشته پزشکی خلاصه نمی شود در پاسخ به کمک یکی دیگر از  از دوستانمان که به او گفته بود  «راستی دکتر!!!! پسر بچه ام چند روزی است که شکمش خوب کار نمی کند ...» او نیز تجویز کرد که پسرک بی نوا باید آمپول ب-کمپلکس را روزی ۲ بار نوش جان کند.

 من امروز دیگر از سرنوشت دوست و دکتر قلابی ام خبر ندارم من حتی از سرنوشت آن کودک شکم سفت! نیز بی خبرم اما امروز وقتی دکتری دیگر از دوستان مطبوعاتی ام  را دیدم که حتی نمی توانست نسخه یک ب- کمپلکس کذایی را برای یک  مطبوعاتی دیگر  بپیچد چند نکته به خاطرم آمد که شاید گفتنش خالی از لطف نباشد....حداقل برای دکترچه های مطبوعات ایران و نه برای اساتیدی که عمری را در این حوزه فعالیت کرده اند و بالحق این عنوان برازنده ایشان است.

۱- در ایران معمولآ همه باید دکتر باشند تا حرفی برای گفتن داشته باشند یک تابوی قدیمی که ریشه در قدمای ما ایرانی ها دارد اما در مطبوعات چه؟ آخر در مطبوعات  که همه می گویند برای شنیده شوند پس این ادیپ احمقانه از کجا سرچشمه می گیرد خدا می داند و بس.

۲-«دکتر شدن چه آسون فوق لیسانس گرفتن چه مشکل» معمولآ دکتر چه های مطبوعاتی در ایران روند دگردیسی اشان از مقطع فوق لیسانس به دکترا و حتی از لیسانس به دکترا در پیله ای از سکوت و حتی زبانم لال ابهام طی می شود که خواه ناخواه هیچکس نمی داند و یا حتی نباید بداند که این روند چگونه طی می شود.....این مورد را حتی در آقایان دکترچه! پیشکسوت مطبوعات نیز می توان سراغ گرفت

۳ـ دکترچه های مطبوعاتی معمولأ قبل از آنکه دکتر باشند باید ذاتآ پتانسیل دکتر شدن را دارا باشند توانا بوده و حتی بتوانند در عرض چند سال (معمولا بین ۴ تا ۵ سال ) از یک خبر بیار معمولی در یک روزنامه زرد به کسی تبدیل شوند که نظریه های فرا رسانه ای را برای دنیای مدرن از خود ساتع کنند...

۴-« دکتر چه های مطبعه چی کارچاق کن های مطبوعات» این سر مگوی بسیاری از این قشر است...زندگی خرج دارد اما تو اکنون یک دکتری پسر پس می توانی در آن واحد چندین شغل را داشته باشی چه فرق می کند برای تو زیرا که پول پول آورد و بسیاری مسائل دیگر ننگ.

۵- حالا که مطالب را گفتم به نظرم می رسد دلم اصلآ نمی خواهد اگر روزی من دکترای رشته ای را گرفتم به یاد این مطلب و حتی امروز کذایی خوم بیافتم..

۶- خدا کند هیچ کدام از دوستان دکترچه  مطبوعاتی ام این سطور را نخوانند که به خدا میدانم که نه دیگر در دانشگاه جایی دارم و نه در هیچ جریده ای ......

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهدی نورعلیشاهی در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 و ساعت 20:7 |