تاريخ تنها شرح حال پادشاهان نيست. حتي شرح حال مردم عادي هم نيست كه اگر چنين ميشد، نه تاريخي ميماند نه تاريخداني مينوشت و نه هيچكس به گذشته خودش افتخار ميكرد يا حتي همهاش را لاك فراموشي ميكشيد. دقيقا مثل چهار ضلع مربعي ميماند كه رابطه حاكمان، مردم و تاريخ و ضلعي ديگر كه مستور مانده است را تشكيل ميدهد.
نگارش تاريخ بدون حضور مردم معنا ندارد، همانطور كه خواندنش بدون توجه به ظلم، جور و يا حتي درايت پادشاهان وقت بيمعناست.
ادامه مطلب



