دزد مهربان ، سلام
دزدها وقتي مهربان ميشوند چه شكلي هستند؟ امروز ميدزدند و فردا با كمال احترام پس ميآورند يا پس ميآورندشان اما چرا هميشه دزدها مهربان نميشوند؟ اين پرسشي است كه سالهاست در ذهنمان مانده و هنوز بيجواب. فقط قلاب علامت سوالش برايمان مانده است و بس.
به اين خاطره گوش كنيد. همين چند سال پيش بود كه فرشي نفيس را از موزه فرش به آن وسعت سرقت كردند و بعد كه موضوع رسانهاي شد، آقاي دزد آمده بود و فرش را زير بوتهاي كنار موزه البته از ترس عذاب اخروي اش گذاشت و همهچيز به خير و خوشي تمام شد.
عجب دنياي قشنگي است. باور كنيد همهچيز خوب است و لابد گاوهامان هم شيرافشان. مثال ديگر ميخواهيد؟ گوش كنيد به اين ماجرا كه وقتي در آستانه هفته ميراث فرهنگي از يكي از موزههاي كشور يك اثر نفيس تاريخي به سرقت مي رود پايكوب شويم كه آن اثر به پايان هفته نرسيده پيدا ميشود و البته همه چيز به خير و خوبي تمام ميشود. رونوشت نسخه كتاب قانون بوعليسينا كه 10 روز پيش به سرقت رفته بود، كشف شد. خبر كوتاه و بسيار گنگ كه رئيس ميراث استان همدان به جزئيات آن اشاره نكرده و همه را به يك مصاحبه مطبوعاتي ميسپارد كه قرار است چندي بعدتر برگزار شود.
اين پيدا شدن و گم شدنها شده است يك پاي ثابت اتفاقات مربوط به ميراث فرهنگي و جالب آن است كه بسياري از پيدا شدنها زماني اتفاق ميافتد كه موضوع سرقت رسانهاي شده و رسانهها به قول اين جماعت فوتباليست، شدهاند يار دوازدهم تيم ملي كشورشان.
از حضور رسانهها در امور مسروقات ميراث فرهنگي، شايد بيرحمي باشد وقتي يادي نشود از بز مهربان شهر سوخته يا همان سفالينه مشهور كه در روزهاي پاياني دولت پيشين سرقت شد كه البته ناگفته نماند در آن وانفساي شلوغي اخبار رسانهاي چند روز بعد، بز بيچاره در گوشهاي از موزه ملي يافت شد و البته باز همهچيز به خير و خوشي به پايان رسيد.
غارت جيرفت باستاني هم با يك خبر آغاز شد. در آن زمان برخي مسوولان ميراث فرهنگي هم اذعان كردند كه خبر هجوم مردم براي واكاوي زمينهاي زراعيشان را براي كشف گنج! از روزنامهها شنيدهاند. خب رسانهها كه وظايفشان را انجام دادهاند. باز هم مثال ميخواهيد؟ نه اين بار اجازه بدهيد تنها به يك پرسش در اين مجال اشاره كنيم. راستي چرا تمامي باستانشناسان كشور از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري از مصاحبه با مطبوعات منع شدهاند. چرا وقتي باستانشناسي كه مشغول كاوش در حاشيه تخت جمشيد بوده و خبر سرقت آثار درون قبري تاريخي را كه او مشغول كاوش در آن بوده به رسانهاي ميدهد او را مورد توبيخ قرار ميدهند.
مگر رسانهها قرار نيست كاري كنند كه دزدها هميشه مهربان باشند و چندي بعدترش آثار سرقتي را با سلام و صلوات پس بياورند. پس اين وسط مشكل از كجاست؟ در اين ميان از همه جالبتر شايد آن باشد كه امسال موضوع ويژه جشنواره ميراث فرهنگي و رسانه خود اين مفهوم يعني نقش رسانه در حراست از ميراث فرهنگي بوده است. راستي چرا دزدها هميشه مهربان نميشوند كه هر روز آماري از حراج فلان اثر تاريخي را بايد در يك حراجي اروپايي يا آمريكايي بشنويم
.

