تبليغاتX
نارون -

نوشابه‌ها هيچوقت رنگي نمي‌شوند

 

 

فوتبال دقيقا يك شيشه نوشابه گازدار است. نه از اين رژيمي‌ها. از همان‌هايي كه پسي مي‌كند و براي لحظاتي حس خوبي به تو مي‌دهد و بعد ديگر هيچ. دقيقا حسي آني كه تمام مي‌شود. تا به حال به رابطه فوتبال و نوشابه‌ها فكر كرده‌ايد كه چرا هميشه در كنار زمين‌هاي سبز نوشابه‌ها و امثالهم كه شادي‌هاي زودگذر مي‌دهند را تبليغ مي‌كنند؟

 

بازي فوتبال براي همه آنهايي كه كمي به امر آگهي‌هاي بازرگاني آشنايي دارند يك فرصت استثنايي به شمار مي‌رود. يك مستطيل سبز و ميليون‌هاي چشم حريص كه زل مي‌زنند در چشمان جعبه جادو. همه چيز مهياست. فقط كافي است جرقه را بزنيد تا انبوه اطلاعات زوددفع! را راهي مغز بيچاره مخاطب كنيد.

 

اما تا به حال به اين موضوع هم فكر كرده‌ايد كه چرا هميشه زمان برگزاري فوتبال را مي‌گذارند در بهترين زمان مخاطب‌پذيري از نظر آگهي‌هاي تلويزيوني؟  تلويزيوني‌ها اصطلاحي دارند كه مي‌گويند گل برنامه‌ها را به برنامه‌اي بده كه چشمان زيادي به دنبالش هست. فوتبال پس مخاطب دارد زيرا هميشه در زماني پخش مي‌شود كه مردم منتظر ديدنش هستند. اما آيا به اين هم فكر كرده‌ايم كه چرا تا به حال همين ساز و كار در برنامه‌هاي تلويزيوني كه با زمينه فرهنگ و هنر تهيه مي‌شوند رعايت نمي‌شود؟ هر روز نشست مي‌گذاريم و مناظره كه چرا برنامه‌هاي فرهنگي مخاطب ندارند. خب لابد بايد از جايي فكري برايشان شود. جايي كجاست.خب همين تلويزيون مي‌شود همان جايي كه بايد باشد. ديروز برنامه‌اي از شبكه اول سيما در مورد زندگي يك نقاش صاحب‌سبك و نقاشي هايش پخش شد. برنامه‌اي بسيار حرفه‌اي كه در مورد زندگي منوچهر نيازي و عشقبازي‌هايش در مورد زندگي نقاشانه‌اش بود. بي‌انصافي است كه اگر بگوييم برنامه سازي‌هاي فرهنگي ما ضعيف است. لااقل اين برنامه كه اين را نشان نداد. همه چيز مناسب و بجا. اما نكته قابل توجه در اين ميان آن بود كه اين برنامه دقيقا‌ در بي‌مخاطب‌ترين ساعت تلويزيوني يعني ساعت 9 تا 11 صبح پخش شد. زماني كه بسياري مشغول كار هستند و زنان خانه دار هم به دنبال رتق و فتق امور خانگي‌اند.

 

حال تصور كنيد كه اين برنامه كه پر بود از رنگ و شادي‌هاي نقاشانه زماني ديگر پخش مي‌شد. زماني مانند همان زمان‌هايي كه برنامه‌اي مثل نود پخش  مي‌شود و به جاي آنهمه درگيري‌هاي زباني و غير زباني كه در آخر شب مي‌نشينند بر جان فكر مخاطب اين بار رنگ‌ها و حرف‌هاي رنگين ميزبان ذهن مخاطب مي‌شد. واقعا قابل هضم نيست كه چرا اصرار داريم كه زمان‌هاي مرده رسانه‌اي را به برنامه‌هاي فرهنگي و هنري اختصاص دهيم. اين امر نه در صدا و سيما بلكه در تمامي رسانه‌هاي ديگر و حتي رفتارهاي روزمره ما نيز تسري دارد. باور نداريد با خودتان حساب كنيد آخرين بار كه از كنار يك نگارخانه هنري رد شديد چه زماني بوده است آن وقت به عمق اين اتفاق پي خواهيد برد.

+ نوشته شده توسط مهدی نورعلیشاهی در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 23:6 |