
|
خواندنيها |
نفرین سال انگار پاگیر اسفندیار خان رحیم مشایی ریس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری شد تا به راحتی هرچه تمامتر این اس ام اس که الهی سی دی ات دربیاد در مورد آقای رییس تحقق یابد و یکی از سایت های خبری فیلمی از وی را پخش کند را که ضعیفه ای صورتی پوش با تناسب اندامی شگرف از نژاد ترک اصیل در حال انجام حرکات موزون و شاید غیر موزون (در فیلم بیشتر غیر موزون به نظر رسید تا موزون) در مقابل رییس است و او خیره به این ماجرا نشسته است و لابد به آینده فکر می کند و اتفاقات پیش رو..
اما در مورد پخش این فیلم از آنجا که من حق ندارم و شاید هم نباید موضع گیری خاصی در روزنامه متبوع داشته باشم فقط می توانم به چند مورد آنهم به طور خلاصه در وبلاگم اشاره کنم تا بی تفاوت از کنار این اتفاق عبور نکرده باشم و الخ.
اول: قبل از اینکه بگویم مشایی در این جلسه چه می خواسته و یا نمی خواسته باید بگویم که ته ماجرا بو میدهد...آنهم چه بویی . بو که می گویم می دهد مشامتان را تیز کنید و ببینید که این ماجرا از چه آدمهایی نشات می گیرد...(آدمهای بودار کارهای بودار می کنند آخر) شاید بهتر باشد کمی در مورد تشکیل کمیته دولتی گردشگری دولتی که چندی پیش قرار بود آقای ابوطالب و جمعی از دوستان!!!! که برخی اشان ریشه در سازمان پیشین میراث فرهنگی و گردشگری!! نیز داشته اند جستجو کرد.
دوم: مشایی امروز (یعنی دیشب امروز) بیانیه ای از خودش ابراز نمود که اینها با من دشمنند و ازشان شکایت می کنم... تبصره: آقای مشایی در جلسه ای که قرار است در آن حرکات موزون انجام ندهند شرکت نکنید تا کار به آجان و آجان کشی نرسد یا اگر هم شرکت می کنید مثل داماد های بی جنبه یکبار ازدواج کرده سر مجلس ننشینید به همه خوش آمد بگویید.
قبل از سوم: کمی جدی شویم...
سوم: به نظر من تمامی مشکلات سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بر می گردد به نحوه اطلاع رسانی و ایجاد تعامل این سازمان با نهاد های دیگر. انگار معضل اطلاع رسانی شفاف چیزی نیست که قرار باشد در دولت پیشین یا این دولت در خصوص سازمان میراث فرهنگی و گردشگری حل شود.
نگاهی کوتاه به اخبار خبرگزاری های و رسانه های مختلف در چند هفته گذشته داشته باشید می فهمید که سلیقه ای برخورد کردن این سازمان_که طمئنآ اداره کل روابط عمومی به عنوان مقصر اصلی در این زمینه معرفی می شود –چه بر سر اخبار تولیدی خبرگزاری ها در حاشیه این سازمان آورده است.
چهارم: در هر صورت باز در این میان قربانی اصلی به نظر من نه سازمان میراث فرهنگی می تواند نام گیرد و نه هیچ کس دیگر ..به نظر من بیچاره خبرنگاری قربانی اصلی این ماجراست که به قول آقای رییس آقای نماینده به او گفته است که این فیلم را منتشر کن و هیچ باکت نباشد که من مثل کوه پشت ایستاده ام و بیچاره را آفتاب به صبح نکشیده شب همانروز بازداشت و به زندان منتقل کردند...